خوابی که سه شب پیش دیدم : ایام انتخابات بود ، مقام عظمی و محمود در یک برنامه زنده تلوزیونی باهم صحبت میکردند . مقام عظمی به محمود می گفت : " از توانایی های شما میخواهیم به عنوان سفیر ایران در یکی از کشورها استفاده کنیم " . محمود هم قاطی کرد و گقت : میخوای منو " دک " کنی و ردم کنی برم ؟! و شتلق گذاشت تو گوش عظمی... !
۱۳۹۰/۲/۱۲
تی کشی کف سالن بند 350
سه شنبه ها نوبت اتاق سه هست برای نظافت سالن پایین بند 350. خدا بیامرز جعفر و حاج ممد که نیستن داوطلب نظافت حمام و دستشویی بشن. اولیایی فر هم آزاد شد و دیگه نیست که بپیچونه! نادر،نیما،من و محسن هم که دیگه نیستیم،کبودوند مسئول جارو برقی زدنه اتاقه و تو نظافت سالن نیست، مجید هم موقع نظافت خودشو میزد به خواب، میمونه هدی صابر و ابوالفضل که خداییش همیشه شلوار تا زانو بالا میزد دست به " تی " آماده بود و جواد، وحید و بهزاد
۱۳۹۰/۲/۴
ظلم ظالم ....
این مهدی اقبال زندانی سیاسی بند 350 است که " ظلم ظالم را فریاد می زند " . مهدی قاری قرآن است و صدای خوشی دارد . او را به اتهام خواندن دعای کمیل برای زندانیان سیاسی بازداشت و به چهار سال حبس محکومش کردند . این ویدئو از مهدی خاطراتش را برایم زنده کرد . در اتاق چهار بند 350 دور هم که جمع می شدیم برایمان می خواند با صدای خوشش . پایش به آشپزخانه می رسید می گفتیم بخواند و همراهی اش میکردیم .مهدی دو فرزند کوچک دارد و چشم انتظار پدر . مهدی اقبال را آزاد کنید بی معرفتها
بخشی از شکنجه ها در بند دو.الف سپاه
نمونه ای از شکنجه های زندانیان عمدتا گمنام سیاسی و در بند دو.الف سپاه : آویزان کردن از پا، بستن به پنکه سقفی، گرفتن اعتراف با شوکر برقی، فرو کردن سر در کاسه توالت و کشیدن سیفون، اعدام مصنوعی، شلاق زدن به کف پا، تجاوز با چسب P.V.C بطوریکه پس از فرو کردن چسب در مقعد زندانی کمی از چسب را داخل بدن ریخته و پس از چند دقیقه که خشک شد چسب را بیرون کشیدند (این شکنجه وحشیانه دو مورد اتفاق افتاده است )،انداختن در بشکه آب سرد
زندان خوبه اما سالی دو تا دو ماه !
هدی صابر هم اتاقیم بود و من شیفته این مرد. بقول هدی که می گفت زندان سالی دو تا دو ماه خوبه! چقدر دلم تنگ شده برای هم اتاقی هام :( دلم لک زده برای دستپخت و صدای هدی صابر و سعید متین پور، برای غر زدنهای محمد صدیق کبودوند، اذیتهای نادر کریمی، برای عبدالرضا قنبری و شعر خوندنهاش، ابوالفضل عابدینی و شیطنتهاش، دکتر معصوم فردیس که خیلی دوستش دارم ،برای خالی بندیهای مجید... برای شرافت همشون. کاش می شد دو ماه برم پیششون
۱۳۹۰/۱/۲۹
حسن ناهید زندانی بند 350 درگذشت . خبری که امیدوارم درست نباشه
چند ساعتی خوش بودیم با خبر آزادی اولیایی فر اما خبر رسید حسن ناهید از زندانیان بند 350 فوت کرد .البته این خبر را قبل از اینکه امروز منتشر بشه هفته پیش شنیده بودم اما چیزی ننوشتم تا تایید بشه .اتهام حسن ناهید که سال 83 بازداشت شد افشای اسناد طبقه بندی شده بود که در نهایت به سه سال زندان محکوم شد . سال 86 باید آزاد می شد اما به بهانه نپرداختن جریمه 63 هزار یورویی به مدت سال بصورت غیرقانونی تو زندان نگهش داشتن . حسن ناهید خیلی کم حرف بود اما باهوش ، شطرنج باز خیلی ماهری هم بود . تو مسابقات شطرنج بند تو ده حرکت مات شدم . به شوخی بهش میگفتم : حسن آقا نمیدونم چرا " جواسیس " بند همشون شطرنج بازهای ماهری هستن .هنوز امیدوارم خبر درست نباشه